من اومدم بعد از یه تاخیر خیلی طولانی...
سلام دوستای گلم بعد از یه مدت خیلی طولانی برگشتم... اونقدر روزای سختی داشتیم ک هر کاری کردم نتونستم بیام روزانه های ایلیارو بنویسم... از این به بعد نمیدونم باید از چی و چجوری بنویسم... از سختیامون و نبودنامون... از تنهایی هام... دلم یه دنیا غم داره... جالبه ک تا اومدم اینجا بغضی ک ماها تو گلوم بود و داشت خفم میکرد شکست... کاش این اشکا یکم ارومم کنه ای کاااااش... ...








